سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
372
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
استخوان را بجاى اصليش بازگردانده و يا آنچه افتاده بمحلّش بگذارند . مبرّد گويد : منقّله : عبارتست از شجه و جراحتى كه استخوانهاى ريز از آن خارج و بجاى ديگر منتقل شده باشند چه آنكه اين كلمه از [ نقل ] بفتح نون و قاف اخذ شده و آن در لغت سنگريزه باشد . و جوهرى مىفرمايد : منقّله : عبارتست از جنايتى كه استخوان را بشكند تا اينكه فراش العظام از آن بيرون آيد . سپس مىگويد : فراش العظام استخوانهائى است رقيق و باريك كه در جنب كاسه سر قرار گرفتهاند . و در دنبال [ الخريطة التى تجمع الدّماغ ] مىفرماين : كلمه [ دماغ ] بكسر دال همان مغز سر مىباشد و حاصل مراد آن است كه : مأمومه به جنايتى گويند كه اثر آن تا كاسه سر كه در آن مغز قرار گرفته رسيده ولى به آن آسيبى نرسانده و آن را نشكافته باشد . در اين قسم از جنايت سى و سه شتر بر عهده جانى مىآيد چنانچه روايت صحيحه حلبى و غير آن چنين دلالت دارند ولى در بسيارى از اخبار كه از جمله آنها صحيحه معاوية بن وهب بوده آمده است كه در آن ثلث ديه مىباشد . طبق اين روايت البته ثلث يك شتر ديه بيشتر بر عهده جانى ميآيد ولى برخى از فقهاء بين اين روايات اينطور جمع كردهاند كه منظور